پسر زرنگ من
سلام به پسر بلا و شیطون اما زرنگ مامانی چند روز پیش دایی جون ازت پرسید : سبحان کو دندونات ؟ شما هم در کمال ناباوری دستت رو گذاشتی رو دندونات . با این که تا حالا من بهت چنین چیزی رو نگفته بودم کلی تعجب کردم و بارها و بارها ازت این سوال رو کردم و شما هر بار همون واکنش رو نشون دادی . امروز هم که بهت گفتم زبونتو در بیار شما با یه عشوه همه زبونتو در آوردی . خلاصه ما به این نتیجه رسیدیم که شما همه چیز رو می فهمی اما نمی تونی حرف بزنی . تازگیا به راه رفتن خودت میگی تاتی و هر موقع میخوای راه بری میگی تاتی تاتی با دیدن همه بچه ها میگی دد صداهای رو که من میگم تکرار میکنی . دالی میکنی خیلی کنجکاوی و دوست داری همه چیز رو کشف کنی ...
نویسنده :
مامان سمیرا
1:41



